مثل اینکه شما وبتونو نمیخواهین که اف نذاشتین؟
تو مثل راز بهاري ومن رنگ زمستانم جگونه دل اسيرت شد قسم به شب نميدانم( دوست دارم رامین)
مثل اینکه شما وبتونو نمیخواهین که اف نذاشتین؟
سلام
اول تر از همه یه معذرت خواهی خیلی خیلی صمیمانه به افسانه خانوم داشتن. نمیدونم چه جور بگم
.البته من فقط و فقط به خاطر افسانه خانوم میخوام این وبو پس بدم. لابد میخوایی بگین که طرف چیز خور که میخواد این کار رو بکنه. راستش من به خاطر این کارم چند تا دلیل دارم
:۱
.روز اول که با افسانه خانوم اشنا شدم خیلی صمیمانه با من رفتار کرد. به طوری که فکر میکنم که اگه بهش میگفتم (زبونم لال) مهران رو ول کن فکر میکم این کار رو میکرد. یه خواهشی از ایششون دارم که دیگه به این راحتی به کسی اعتماد نکنن.۲
.تا ابه امروز من وب هر کی رو هک کردم چه دختر و چه پسر کلی فحش تو وبم نوشته که نو فلانی و فلانی. البته آخر سرم وبشونو دیفس کردم. ولی افسانه خانوم کمترین بی احترامی که به بنده نکردن که هیچ نمیدونم چرا ازم تعریف هم کردن. (خدایش من خیلی شرمنده ایشونم)نکته:
هر کی هم میخواد بیاد منو هک کنه. من هیچ ترسی از هک شدن ندارم. و خواهشا کسانی که تو وب من کامنت میزارن و تهدید میکنن اگه جرات دارن اسم وبشون رو هم بزارن تا بهشون بفهمونم دنیا دست کیه؟ (قابل توجه احسان)از افسانه خانوم هم میخوام در صورتی که ما رو حلال کردن برام اف بزارن که پسورد وبشون رو چی بزارم. از همتون میخوام که منو حلال کنین
.یا علی



Y Y Y Y
این فال رامین عزیزمه![]()
![]()
![]()
![]()

چرا نه در پی عزم دیار خود باشم؟ 
چـرا نه خاک سر کوی یــار خود باشم؟ 
غم غریبی و محنت چو بر نمیتابم
به شهر خود روم و شهریار خود باشم 
زمحرمان سراپرده وصـــــــال شوم
زبندگــــــــــــــان خداوندگار خود باشم
چوکارعمرنه پیداست باری آن اولی
که روز واقعه پیش نگـــــــار خود باشم
زدست بختگرانخوابوکاربیسامان
گرم بود گلهی راز دار خــــــــــود باشم
همیشه پیشهمنعاشقیورندی بود
دگــر بکوشم و مشغول کار خود باشم
بود که لطف ازل رهنمون شود رامین
وگرنه تا به ابد شرمســـــار خود باشم 




Y Y Y Y
کفتر کشته پروندن نداره
تو خاک و خونها کشوندن نداره
کفتر کشته پروندن نداره
کتاب کهنه که خوندن نداره داره از تنهایی گریم میگیره![]()
توی این شهردیگه موندن نداره
کی میشه که منو تو 
ما بشیم و رها بشیم
مرغ پر بسته که کشتن نداره وقتی کشتیش دیگه گفتن نداره
از یه در بسته تاریک و سیاه
پای پیروخسته که دیدن نداره
اگه توباغچه فقط یه گل باشه
گل اون باغچه که چیدن نداره هر درختی که یه روزی پیر میشه
اونو از ریشه سوزوندن نداره
کی میشه که منو تو 
ما بشیم و رها بشیم
فصل مردن واسه من کی میرسه وقت پروازه من از این قفس
از من در به در اینجا چی می خوای
می گیری اگر که مقصد نفس
بوی گل هم مثال اطلسی نیست
حرفای من مثل حرف کسی نیست شعر من حرف قشنگ رفتن
حرف حق تا دنیا دنیاست گفتن
کی میشه که منو تو 
ما بشیم و رها بشیم




Y
Y Y Y آمدم ای نازنین تا بوسه بــارانت کنم
آمــدم تا بار دیگر جان به قـربانت کنم
آمدم تا شعر سعدی را ببینم در رخت
تا زجام شعر حافظ مست و حیرانت کنم
آمدم ای گـل ببویم پای تا سر پیکرت
آمـــدم تا در حــریر بــوسه پنـهانت کنم
آمدی ای عمر شیرینم بمیرم در برت
آمدم عشــقت کنم روحـت کنم جانت کنم
آمـدم تا با شــراب بوسـه مهمانم کنی
تا به باغ دلکــش آغــــوش مهمانــت کنم .!!

تقدیم به کسی که خودش میدونه




برام همه 
چیز

کفت برید دیدی چه جوربه سیم اخرمی زنم
گفته بودم بازم میگم عاشق ترينشون منم
طناب دارمو اگه با موی تو بافته باشن
خودم به گردن می ذارم شکایتم نمی کنم
توروی من وایسا "باشه"به این واون بوسه بده
اونقده صبرم زیاده رکورد صبررومی شکنم
دستتو دورکمرش حلقه کن وقدم بزن
منم دارم خیالتو دوروجودم می تنم
بغضتو بفرس تا بیاد بلکه منو خفه کنه
لباس آبیتم بده "اونم قبوله "کفنم
خونمو ریختی"خب بریز"حلاله"نوش جگرت
وکالتت مال خودم" خودم بهت عفو می زنم
خوابت که برد نوشتمش"دستتو وا کن و بخون
2روغ نمی گم به خدا "عاشق ترینشون منم



سفر کردن برام سخته عزیـــــــــــــزم
نمی تونم برم اشکی نریــــــــزم
چقدر سخته نگاه کردن به چشمــــات
سفر سخته برام سخته عزیزم
تو با چشمات می گی کی برمی گردی
منو تنها نذار با آه ســــــردی
می گی این آخرین باری نباشــــــــه 
که می بینم توروتوبرمی گردی
منم با بغضی از احساس ســـــــردم
می گم ای نازنین من برمی گــــــــــــــــــدم
می یام روزی سراغ چشمای تو
می فهمی که فراموشت نکردم 

نزار که بین مــــــــــــن وتــــــــــــــو فاصله طولانی بشه
نزار هوای عشقمـــــــــــــــــــــــــــــــون دوباره طوفانی بشه
نزار که دست روزگــــــــــــــــــار خط بکشه رو آسمون
ابر غــــــــــــــــــرور رو پس بزن تا بشکنه طلسممون
نزار پرنده ی دلــــــــت بشینه رو بام کسی
تو آسمون پر بـــــــــــکشه تا که به مقصد برسه

روز اول نتونستم
حرفاتو جدی بگیرم
روز آخر ولی دیدم
که بدون تو میمیرم
کار دنیا خنده داره
وقتی پای عشق تو کاره
توبه می کنی هزار بار
عاشقش میشی دوباره
من می خوام خونه بسازم
توی مهربون دستات
من می خوام که جون بگیرم
باز دوباره ازنفسهات
نگو این یک تب تنده
کار از این حرفها گذشته
اسمتو تو سرنوشتم
خود سرنوشت نوشته![]()
![]()

تقدیم به یکی یدونم رامین عزیزم


توي يك ديوار سنگي دو تا پنجره اسيرن
دو تا خسته دو تا تنها يكيشون تو يكيشون من
ديوارازسنگ سياهه سنگ سردو سخت خارا
زده قفل بي صدايي به لبهاي خسته ما
نمي تونيم كه بجنبيم زيرسنگيني 
همه عشق من و توقصه هست قصه ديوار
آه آه آه آه....آه آه آه آه..........آه آه آه آه....
..
هميشه فاصله بوده بين دستهاي من و تو

با همين تلخي گذشته شب وروزاي من وتو
راه دوري بين ما نيست اما بازاينم زياده
تنها پيوند من و تو دست مهربون باد
ما بايد اسير بمونيم زنده هستيم تا اسيريم
واسه ما رهايي مرگه تا رها بشيم مي ميريم
كاشكه اين ديوار خراب شه من وتوبا هم بميريم 
توي يك دنياي ديگه دستاي همو بگيريم
شايد اونجا توي دلها درد بيزاري نباشه 
ميون پنجره هاشون ديگه ديواري نباشه ..........



ای تنها بهانه برای زنده بودنم ، نفس کشیدنم
دوستت دارم
ای امید و آرزوی من ، دنیای من 
دوستت دارم....
ای تو به زیبایی یک گل سرخ ، به پاکی یک چشمه زلال ،
به لطافت باران بهار
دوستت دارم....
ای تو فصل بهارم ، همیشه یارم ، همدم این دل پاره پاره ام
دوستت دارم...
ای تو آرامش وجودم ، همه بود و نبودم ، هستی و تار و پودم
دوستت دارم....
ای تو طلوع زندگی ام ، ناجی لب تشنگی ام 
دوستت دارم....
ای تو عشق زندگی ام ، همیشگی ام ، ماندنی ام
دوستت دارم....
دوستت دارم و خواهم داشت ای که تو لایق این
دوست داشتنی ...
عاشقت می مانم و خواهم ماند ای که تومجنون این دل دیوانه ای...
.به خاطرت جانم را ، زندگی ام را ، فدایت می کنم ،
نثارت میکنم ..
....دوستت دارم که چشمهایم را قربانی نگاهت میکنم ....
اگر می گویم که دوستت دارم از ته دلم می گویم ،
از تمام وجودم می گویم!
باور کنی ، باور نکنی یک کلام!
دوســــــــــــــــــتت دارم..

وقتی کسی رو دوست داري.
حاضری جون فداش کنی حاضری دنيا
رو بدی فقط يک بار نگاهش کنی.
به خاطرش داد بزنی.به خاطرش دروغ بگی...........
.
.رو همه چيز خط بکشی حتی رو برگ زندگی.
وقتی کسی تو قلبته حاضری دنيا بد باشه.......
.فقط اونی که عشقته عاشقی رو بلد باشه.
قيد تموم دنيا رو به خاطر اون ميزنی..........
خيلی چيزا رو می شکنی تا دل اون رو نشکنی.
حاضری که بگذری از دوستای امروز و قديم.......
..
اما صداشو بشنوی شب از ميون دو تا سيم.
حاضری قلب تو باشه پيش اون گرو..........
فقط خدا نکرده اون يک وقت بهت نگه برو.
حاضری هر چی دوست نداشت به خاطرش رها کنی.......
..
.حسابتو حسابی از مردم شهر جدا کنی.
حاضری هر جا که بری به خاطرش گريه کنی......
...
.بگی که مهتاجشی و به شونه هاش تکيه کنی.
وقتی کسی تو قلبته يک چيز قيمتی داری..........
.ديگه به چشمت نمياد اگر که ثروتی داری .
حاضری هر چی بشنوی حتی اگر سرزنشه......
..
.به خاطر اون کسی که خيلی برات با ارزشه.
حاضری هر کی جز اونو ساده فراموش کنی........
.
.پشت سرت هر چی ميگن چيزی نگی گوش کنی.
حاضری که بگذری از مقررات و دين و درس........
....
وقتی کسی رو دوست داری معنی نميده ديگه ترس.

رامین عزیزم![]()
من تو را تا مرز بودن می پرستم




اگردبیر
ریاضی بودم
ثابت می کردم که
چگونه شعاع نگاهت از
مرکز قلبم میگذرد،اگردبیر جغرافیا بودم
می دانستم خوش آب وهوا ترین جا آغوش با محبت توست
اگر دبیر شیمی بودم نام تورا درقلبم پخش می کردم تا
محلول با محبت شود اگر دبیر
دینی بودم می دانستم
بعد از خدا تورا
می پرستم .



به عشقت گرفتارم دل من تورو می خواد!

اگه سراغ دلم نیای !یواش یواش دق میکنم!

تواگه غروب کني آسمونم بي نورميشه عمرمنم تموم ميشه!

نياي يه وقت که دلم تو خاک اسير شده باشه............! 

ديره..........!فداي چشمات اگه هر شب چشمام بارونيه..!

فداي چشمات اگه هر شب داغونم به ياد تو..!

بدون تو تموم ميشه روياهام ! داغون ميشه دنيام..!



منتظرلحظه ای هستم که دستانت را بگيرم درچشمانت 

منتظر لحظه ای هستم که در 

از داشتن تو ... اشک شوق ريزم ..

لحظه ی پيوند ... که تو را در اغوش گيرم ... 

عشقم و قلبم را به تو هديه کنم ... اری من منتظرم ..
منتظر لحظه ای پاک 



و عاشقانه تو را میپرستم ... 

آنقدربه پات ميشينم تا بهم بگن عمرت تمومــــه

مال من باش
تا هميشه تا ابد
كي گل سرخ وبه سينه اي توزد
مثل جون مثل نفس
با من بمون
اومدي بازاومدي عزيزترين
تو هموني كه
مي خواستم نازنين
ا
ومدي تاوصله اي تنم بشي
غروبا تو ماه
روشنم بشي
تو نباشي حس گفتن ندارم
طاقت موندن 
ورفتن ندارم
وقتي هستي هوا افتابي ميشه
همه رنگه به
چشمام ابي ميشه
انگار تازه به دنيا اومدم
وقتي هستي 
راه عشق وبلدم
مال من باش وعزيز من بمون
تو را حتي
نمي دم به اسمون
مال من باش و از اين خونه نرو
اول آخر
اين قصه تو بشو
مال من باش اي هميشه مهربون

آمدی با تاب گیسو تا که بیتابم کنی
زلف بر یکسو زدی تا غرق مهتابم کنی
آتش از برق نگاهت ریختی بر جان من
خواستی تا در میان شعله ها آبم کنی
رفتی ازپیشم که دورازچشم خود تا
نیمشب با نوای لای لای گریه ها خوابم کنی


طعنه نزن به گریه هام تنها تو می مونی برام


تنها تو می شناسی منو ای پریزاد قصه ها
تنها صدای پای تو حرمت خونه منه


کاش که بدونی خواستنت به قیمت خونه منه
تو ساحت نگاه تو لحظه به لحظه جون می دم


می میرم وخاک تنو به دست آسمون می دم
داد می زنم تو کوچه ها زندگی سهم عاشقاست


گناه عشق پای خودم هرچی که هست لطف خداست
نمی دونی چقدر کمه فرصت پروانه شدن


شعله زدن به رسم شب به لذت دیوونه شدن
من اون قلند ر شبم شعله نمی سوزه تنم


قربونی وصال تو پوست نجیب پیرهنم
طعنه نزن به گریه هام اشک های تازه تر

می خواهم رسم ووفا نیست که منوجا بزاری توغصه هام


به خداهیچ کسی هرگز مثل تـــــــــــــو برام نمیشه



سلام دوستان گلم![]()
نميدونم از کجا شروع کنم؟يعني زبونم بند اومده!
خسته شدم بس شاعرانه و رسمي نوشتم !
ميخوام به زبون خودم بگم !
اما مشکل اينه که چي بگم؟
اولا از همگی بسیار بسیار تشکر که به من خیلی خیلی لطف می کنید
و نظرمیدید واقعا ممنون
..ببخشید که اسم نمیارم
اگه بخوام اسم بیارم باید اسم یه شخصی رو بگم که واسه ی من
خیلی زحمت کشیدن و دوس ندارن اسمشون رو بیارم![]()
نمی دونم کدوم نامردی یه حرفی در مورد من بهشون زده
که حتی گفتن من اسمشون رو از توی پیوندها حذف کنم![]()
نمی دونم می خونن این چیزایی که نوشتم یا نه؟!!!
ولی می خواستم بگم من دروغ گو نامرد نیســــــــــــــــــــــــــــتم![]()
![]()
![]()
واقعا توقع چنین حرفی رو ازشون نداشتم...(الهی هر چی نامرد بمیـــــــــــــــــــــــــــــــــــــره)![]()
من بنا به همین دلیل و دلایلی دیگه نمی تونم به وبلاگ شماها سر بزنم
خواهشا علتش رو نپرسید![]()
اگه با نظراتم بهتون جسارت کردم ببخشید واقعا منظوری نداشتم![]()
راستش می خواستم دیگه آپ نکنم و وبلاگ رو برای
همیشه حذف کنم
ولی دلم نذاشت آخه خیلی واسش زحمت کشیدم و
مهمتر از همه اینکه رامین عزیزم گفت این کارو نکنم![]()
![]()
![]()
![]()
ولی من قسمت نظرا رو میبندم که دیگه سوءتفاهمی پیش نیاد
و دیگه به وبلاگ هیچ یک از دوستان سر نمیزنم
اینو نه فقط به خاطر خودم بلکه به خاطر شما میگم.
.شما هم می تونید دیگه سر نزنید
من فقط به خاطر رامیـــــــــــــــــن ،عشقم مینویسم
مهم اینه که اون می خونه و هیچکس مثل رامین برام نمیشه![]()
![]()
![]()
امیدوارم منو ببخشید
دیگه پر حرفی نمیکنم (ان شا الله به همه ی آرزوهای + برسید)![]()
![]()
دارم میرم واسه همیشه ..هیچ چیز تنهایی نمیشه![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


![]()
نازنينـــــــــــــــــــم !
بي تو اينجا نا تمام افتاده ام 
پخته اي بودم که خام افتاده ام
گفته بودي تا که عاقلتر شوم
آه ، مي خواهي مگر کافر شوم
من سري دارم که مي خواهد کمند
حالتي دارم که محتاجم به بند
کاشکي در گردنم زنجير بود
کاشکي دست تو دامنگيربود
عقل ما سرمايه دردسر است
من جهان را زير وبالا کرده ام
عشق خود را در تــــــو پيدا کرده ام
من دگر از هر چه جز دل خسته ام
عهد ياري با دل دل بسته ام
بر لب تو خنده مجنوني ام
خنده تو رنگي از دلخونيم

![]()
باز هم با نام تو افسا نه اى گلريز شد
باز هم در سينه ام عشق تو شور انگيز شد
باز هم همراه بوى ميخك و محبو به ها
خاطراتم پر كشد با ياد تو در كوچه ها
باز هم وقتى نگاهت گيرد از من فاصله
ديده ام مى بارد اما نم نم و بىحوصله
باز قلب پنجره بر روىمن وا مى شود
باز هم پروانه اى در باغ پيدا مى شود
باز هم لاىكتابم مىنهم يك شاخه ياس
مىكنم بهر پيامى قاصدك را التماس
باز هم در هر شفق دلتنگ و دلگير مىشوم
باز هم با ياد تو سر شار رويا مىشوم

رامین خیلی دوست دارم